صعود

من همیشه صعود می‌کنم. اصلا واسم مهم نیست چرا؟ جدا از واقعیت و همه‌ی اتفاقاتی که اطرافم میفته، مثل یک انسان متعصب که انعطافی در افکارش نداره، منم فقط همینطور صعود می‌کنم. واسم مهم نیست چقدر مونده تا پایان یا این کوه تازه که دارم ازش بالا میرم  چقدر بزرگه، واسم مهم نیست از کی دارم جلو می‌زنم و یا دیگه چه کسانی دارن از این کوه بالا میرن، یا اصلا جونش رو دارم  این کوه رو فتح کنم، یا چه کسانی  می‌خوان مانع بشن که من صعود نکنم، سنگ میندازن توی مسیرم؟ دارن تهدید می‌کنن؟ چاقو فرو کردن توی کمرم؟ نظراتی در مورد من دارن؟ حرف‌هایی میگن در مورد من؟ واسم مهم نیست، من فقط صعود می‌کنم؛ مثل آدمی که داره میشاشه، منم  که  صعود می‌کنم مثل اینه که همیشه دارم میشاشم.

گاهی دارم می‌بینم که چیزی که در واقعیت داره واسم اتفاق میفته سقوطه، ولی بازم اهمیت نمیدم و صعود می‌کنم.

گاهی به اطرافم نگاه می‌کنم و می‌بینم که کلی «باید» هست که باید انجام بدم؛ چیزهایی ضروری، اورژانسی، آبرو، وظیفه، انتظار، مسئولیت‌ها، عواطف، میل‌ها، کلی چیزهای که داره اتفاق میفته و جبران‌پذیر نیستند، ولی من بی‌توجه به همه‌‌ی اینها فقط صعود می‌کنم. قبلا سعی می‌کردم یکم به انسان باشم و کارهای انسان‌گونه بکنم، ولی دیدم با این کارها یک انسان عوضی شدم، فهمیدم فقط باید صعود کنم.در واقع همین سعود رو هم دوست ندارم بکنم، دوست دارم مثل برگ زرد پاییزی بیفتم توی جوی آب و برم به ناکجا؛ دوست دارم هیچ باشم، بی‌سواد،بی‌آبرو، بی‌اعتبار، بی‌بنیه، بی‌اصالت، بی‌هنر، بی‌استعداد،بی‌میل، بی‌عرضه،بی‌لیاقت،بی‌همه‌چیز؛ ولی صبح بیدار میشم و خودم رو می‌بینم که دارم صعود می‌کنم،

در واقعیت  من نباید و نشاید که زنده باشم، این صعود بی‌وقفه‌ی آرمانی را ساختم که  بتونم زنده بمونم. شما خودتون رو بخاطر چنگ زدن به چیزی فقط برای اینکه بتونید بازم  زنده بمونید، تحقیر می‌کنید؟ من نه، نه خودم رو و نه شما رو برای اینکه مجبور شدید به چیزی چنگ بزنید فقط برای اینکه بتونید باز هم زنده بمونید تحقیر نمی‌کنم.


در کاری بزرگ ناکام گشته‌اید؟


شرمسار، سرافکنده، دست و پا گم‌کرده چون پلنگی ناکام در پریدن؛ بسا شما انسان‌های والاتر را دیده‌ام که اینچنین کنار می‌خزیده‌اید.
در افکندن تاس یکبار ناکام شدید، اما چه غم ای تاس‌بازان!
شما شوخی و بازی را چنان که باید نیاموخته‌اید؛ مگر ما همیشه گرد یک میز بزرگ شوخی و بازی ننشسته‌ایم؟
اگر در کاری بزرگ ناکام گشته‌اید آیا معنی آن اینست که شما خود ناکامانید؟ و اگر شما خود ناکام گشته‌اید آیا معنی آن اینست که انسان ناکام گشته است؟ و گیرم که انسان ناکام گشته است، باری چه باک؟